حضرت فاطمه (س) در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوی است. اين طايفه از احاديث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در يکی از اين گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شيعه و سنی است)، رسول اکرم (ص) می‌فرمايند: "فاطمه سرور زنان جهانيان است".

  نام ، القاب ، کنيه‌ها :

  نام مبارک آن حضرت، فاطمه است و از برای ايشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صديقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضيه، مرضيه، نيز ذکر شده است. فاطمه، در لغت به معنی بريده شده و جدا شده می‌باشد و علت اين نامگذاری بر طبق احاديث نبوی، آنست که: پيروان فاطمه ( س ) به سبب او از آتش دوزخ بريده، جدا شده و برکنارند.

  کنيه‌های فاطمه (عليها السلام) نيز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها و...

 

  مادر و پدر :

  همانگونه که می‌دانيم، نام پدر فاطمه (س) محمد بن عبدالله (ص) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پيامبران الهی و برترين مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خديجه دختر خويلد، از زنان بزرگ و شريف قريش بوده است. او نخستين بانويی است که به اسلام گرويده است و پس از پذيرش اسلام، تمامی ثروت و دارايی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خديجه در دوران جاهليت و دوران پيش از ظهور اسلام نيز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جايی که از او به طاهره (پاکيزه) ياد می‌شد و او را بزرگ زنان قريش می‌ناميدند.

 

  ولادت :

  حضرت فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنيا آمد. چون به دنيا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نيست و پدرم رسول خدا و آقای پيامبران است و شوهرم سرور اوصياء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شيعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظير فخر رازی، آيه آغازين سوره کوثر را به فاطمه (س) تطبيق نموده‌اند و او را خير کثير و باعث بقا و گسترش نسل و ذريه پيامبر اکرم ذکر نموده‌اند.

 

 

  مکارم اخلاق :

  سراسر زندگانی صديقه طاهره (س) ، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. که به يکی از آنها اشاره ميکنيم :

  امام حسن مجتبی در ضمن بيانی، عبادت فاطمه (س)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خويشتن، در عالی ترين ساعات راز و نياز با پروردگار را اين گونه توصيف می‌نمايند: "مادرم فاطمه را ديدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خويش ايستاده بود و تا صبحگاهان، پيوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنيدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسيار برايشان دعا می‌نمود اما برای خويشتن هيچ دعايی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خويش همانگونه که برای غير، دعا می‌نمودی، دعا نکردي؟ فاطمه (س) گفت: پسرم ! اول همسايه و سپس خانه."

 

  فاطمه (س) پس از پيامبر :

  با وفات پيامبر اکرم (ص) ، فاطمه (س) غرق در سوگ و ماتم شد. از يک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرين فرستاده خداوند و ممتازترين مخلوق او، از ميان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خويش برترين مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظيم، توسط خداوند ستوده شده بود.

 

  بيماری فاطمه (س) و عيادت از او :

  سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقايع پس از آن وارد گشته بود، بيمار گشت و در بستر بيماری افتاد . گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پيامبر (ص) می‌رساند و يا کنار مزار حمزه عموی پيامبر (ص) و ديگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود .

 

  در چنين روزهايی بود که ابابکر و عمر به عيادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (س) از آنان رويگردان بود و به آنان اذن عيادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (س) حاضر گشتند. فاطمه (س) در اين هنگام، اين کلام پيامبر اکرم (ص) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نمايد مرا راضی نموده"، به آنان يادآوری نمود. ابابکر و عمر نيز صدق اين کلام و انتساب آن به پيامبر (ص) را تأييد نمودند. سرانجام فاطمه (س)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آورديد و هرگز من را راضی ننموديد؛ در نزد پيامبر، شکايت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

  وصيت :

  در ايام بيماری، فاطمه (س) روزی امام علی (ع) را فراخواند و آن حضرت را وصی خويش قرار داد و به آن حضرت وصيت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (س) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نمايد و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفين و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

  شهادت :

  سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال يازدهم هجری فرا رسيد. فاطمه (س) آب طلب نموده و بوسيله آن بدن مطهر خويش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشيد و در بستر خوابيد و پارچه‌ای سفيد به روی خود کشيد؛ چيزی نگذشت که دخت پيامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ايشان، دنيا را ترک نموده و به شهادت رسيد؛ در حاليکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بيشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در اين دنيا زندگی نمود.

 

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

افسران - مراقب اعمال روزانه خود باشیم

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری
برچسب‌ها: شیطان ,

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

داستانهای کوتاه از جبهه ها

بسم رب الشهدا

مدتی است که دیگر قلمم را به کار نگرفته ام.

مدتی است که دیگر قلمم مرا یاری نمی کند.

مدتی است که دیگر من قلمم را یاری نمی کنم.

زمانی طولانیست که قصد دارم از شهدا بنویسم ولی نشد. نه اینکه نخواهم، بلکه نشد.

فکر سیاه، دل سیاه، دست سیاه و قلم سیاه ...

این ها چیزی بودند که مانع من بودند.

پیش خود گفتم تا دلم را روشن نکردم ننویسم ولی فایده ای نکرد.

تصمیم گرفتم بنویسم تا دلم روشن گردد، اگر که لایق باشم.

پس بسم الله 

مینویسم تا دلم روشن بشه ! 

آی شهدا شما در قنوتهای ساده تان چه گفتید که آسمانی شدید ؟ 

آی شهدا نگذارید مسیرتون دست نامردا و نا اهلا بیفته ؟ 

-----------------------

داستان شماره یک 

شهوت شهادت

شب عملیات با سید محلمون داشتم حرف می زدم یهو رفت اون کنار رو به صحرا پلاک شو در آورد انداخت تو صحرا.

داد زدم سید چیکار می کنی.الان شهید می شی بعد جنازت بر نمی گرده.

گفت: دارم شهوت شهادت تو خودم می خشکونم.من که تعجب کردم گفتم:شهوت شهادت دیگه چه صیغه ای؟

گفت:الا داشتم فکر می کردم میرم شهید می شم بعد برام یه مجلس خوب می گیرن خوشحال شدم.ولی من دارمواسه خدا میرم میدون اینا که به خاطر خدا نیست برای همین دارم شهوت شهادت می کشم.

هنوز هم جنازه سید بر نگشته.

------------------------

داستان شماره 2 

بوسه یر پیشانی

در گردان ما برادری بود که عادت داشت پیشانی شهدا راببوسد.

وقتی شهید شد بچه ها تصمیم گرفتندبه تلافی آن همه محبت پیشانی اورا غرق بوسه کنند.پارچه را کنار زدیم پیکر بی سر او دل همه ی ما را آتش زد.

راوی:رزمنده لشکر 27

------------------------

داستان شماره 3 

شهدای گمنام

خیلی گشته بودیم نه پلاکی نه کارتی.

چیزی همراهش نبود.لباس فرم سپاه به تنش بود.چیزی شبیه دکمه پیراهن نظرم رو به خودش جلب کرد.خوب که دقت کردم دیدم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده بود.خاک ها و گل ها را پاک کردم.دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش باشیم .

روی عقیق نوشته شده بود:به یاد شدای گمنام...

-------------------

داستان شماره 4

من می خوام پودر بشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو سنگر نشسته بودیم با بچه های گردان کمیل.گفتم بچه هاچطوری دوست دارید شهید بشید.ممد گفت:دوست دارم یه تیر بخورم تموم شم.

حسین گفت:دوست دارم پاهام قطع بشن بعد شهید شم.

علی گفت:بی سر می خوام برم من.

یهو فرمانده گفت:من می خوام پودر بشم.

بابا اینا دیگه کی بودن؟؟؟؟؟؟

نظرتون درباره ی این فرمانده چیه؟

----------------------

داستان شماره 5

شلمچه در فرانسه

حمید داوودی آبادی ُنویسنده دفاع مقدس می گوید:

پروفسور ُادون روزوُ  رییس موزه جنگ فرانسه را به مدت یک ساعت به شلمچه می بردند.

احمد دهقان تعریف می کند:وقتی با این آدم فرانسوی پا به شلمچه گذاشتیم  او هی نفس عمیق می کشید و وای وای می کرد و می گفت:این جا کجاست؟این زمین با آدم حرف می زند.

اگر یک وجب ا این زمین را در فرانسه داشتیم نشانت می دادم که چه زیارتگاهی درست می کردند.

آرزوی من است که بتوانم یک هفته با پای پیاده راه بروم.موقع رفتن به کشورش هم گفته بود:همه ۲۰سال مطالعه ام یک طرف و سه روزی که درایران درباره ی جنگ شنیدم یک طرف.

 

-------------------------

درد و دلم

ای شهدا با شمایم

شما که فرزندان زهرایید التماس می کنم کمکم کنید{ ای وای ننه آی ننه با شوا دولانم گناه وار بیلرم اما سن رد الم آخی من حسینیوین آغلینیم رد الم نولار بی چاراسان بقیع سن علی خاطر آخی من نوکریوم اوسون منیم الاهم خانم جورسن اوره سوزوم بوردا یازرام ترکی یازرام هکس بیمیر ندیرم اما ننه آخی کربلا ندا گرمدیم}

شهدا خودتان بدانید من قسمتان دادم به مادرمان خودتان بدانید

منبع:کتاب سرزمین مقدس

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

ماه  محرم  یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. به‌همان‌گونه که پیش از ظهور اسلام، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماه‌ها ممنوع بود، محمد نیز همان را تأیید کرد.
حسین بن علی

حسین از همان ابتدا بیعت با یزید را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. حسین پسر علی موافق راه و روش حکومت هم عصر خود نبود. بنابراین حاضر به بیعت کردن با یزید نشد و با خانواده خود برای حج از مدینه به مکه رفت.

در این هنگام عده‌ای از مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده بودند نامه‌هایی برای حسین نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین نیز که مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاده بود، خود مراسم حج تمتع را به عمره تبدیل کرد و بطرف کوفه حرکت نمود. ابتدا شماری از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند؛ اما با ورود عبیدالله بن زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده بود و خبر آورده بود که حسین مراسم حج را نیمه کاره گذاشته و قاضی شریح فتوای قتل او را داده‌است و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را ترک کنند تا بلکه حسین را از ترک حج و آمدن به کوفه منصرف کرده و مانع بیعت مردم کوفه با وی شوند، مردم کوفه بیعت خود را از حسین پسرعلی پس گرفتند و به مخالفت با حسین پسر علی روی آوردند. او سرانجام در روز دهم محرم سال شصت و یکم هجری قمری (برابر بیست و یکم مهرماه سال ۵۹ خورشیدی) به همراه ۷۲ تن از یارانش کشته‌شدند. شیعیان همه سال سالروز کشته شدن حسین را با مراسم مذهبی و عزاداری پاس می‌دارند.

عاشورا، دهمین روز از ماه محرم در گاه‌شماری هجری قمری، روز مقدس مسلمانان است.[۱] شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز برابر با سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی است.[۲] هرچند براساس گاه‌شماری هجری قمری قراردادی این روز با چهارشنبه، ۲۱ مهر تطبیق داده می‌شود.[۳][۴] در این روز حسین بن علی – امام سوم شیعیان – و یاران وی در رویداد کربلا در جنگ با لشکر یزید کشته شدند و مسلمانان در آن سوگواری می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‎‏‌شود. در تقویم رسمی ایران، افغانستان، عراق، پاکستان و هند این روز تعطیل می‌باشد.

عاشورا در لغت به‌معنای «دهمین» است.

سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد. از علی بن حسین چنین روایت شده‌است:
«

پس از حادثهٔ عاشورا، هیچ بانویی از بانوان بنی‌هاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانهٔ هیچ یک از بنی‌هاشم دودی که نشانهٔ پختن غذا باشد، بلند نشد، تا آن‌که، ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعهٔ خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته‌ایم

ادبیات عاشورایی

بخش اندکی از قصیدهٔ سیف فرغانی (قرن ششم و متعلق به سرزمین کنونی فرغانه در ازبکستان) در مصیبت حسین و یاران او:
ای قوم، در این عزا بگریید         برکشتهٔ کربلا بگریید
در ماتم او خمش مباشید         یا نوحه کنید، یا بگریید
اشک از پی چیست؟ تا بریزید         چشم از پی چیست؟ تا بگریید

همچنین شعر معروف محتشم کاشانی (سدهٔ ۱۰ قمری) در رثای واقعه کربلا که اینگونه آغاز می‌شود:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است         باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین         بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو         کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب         کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست         این رستخیز عام، که نامش محرم است

سوگواری عاشورا مختص مسلمانان نیست. در ایران ارمنی‌ها نیز دستجات عزاداری دارند.[۷][۸]

در ترینیداد و توباگو [۹] و جامائیکا[۱۰] تمامی گروه‌های قومی و مذهبی در مراسمی که به زبان محلی «هوسِی» خوانده می‌شود شرکت می‌کنند و به سوگواری می‌پردازند.[نیازمند منبع]

نگرش مذاهب دیگر
اهل سنت

اهل سنت روز عاشورا را سالگرد روزی می دانند که موسی دریای سرخ را شکافت و خودش و پیروانش از آن عبور کردند. اهل سنت این روز را گرامی می داند و روزه گرفتن در این روز را مستحب می دانند، در حالی که شیعیان روزه گرفتن در روز عاشورا را مکروه می دانند. در مورد واقعه عاشورای سال ۶۱ اغلب تاریخ نگاران اهل سنت از جمله محمد بن جریر طبری، بلاذری، ابن سعد، ابن قتیبه دینوری، احمد بن داوود دینوری و ابن اثیر واقعه کربلا را به تفصیل و بر اساس روایت ابومخنف بیان کرده‌اند.
یهودیت

این روز معادل یوم‌کیپور – عید یهودیان در روز دهم ماه تیشری- شمرده شده است.[۱۱] همچنین زمان بسیاری وقایع سرنوشت ساز برای پیامبران پیشین به این روز منتسب شده است. پذیرش توبه آدم، پایان طوفان نوح، گذشتن ابراهیم از میان آتش، بینا شدن یعقوب، بهبود بیماری ایوب و انتقال عیسی به بهشت پس از تلاش ناموفق یهودیان برای مصلوب کردن او، همگی مطابق برخی روایات در این روز اتفاق افتاده‌اند.[۱۲]

نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۱ مهر سال ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد و به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌نام کربلا در گرفت.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشند و اگر این‌کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۲] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۳] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۴] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان‌باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۰ تن از لشکریان حسین را جدا کرد (غیر از حر و علی‌اصغر) و بر بالای نیزه‌ها گذاشت.[۵]

خیمه‌ها غارت و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۶]

هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی قرن‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۷]

به روایت سلیم پسر قیس یک سال قبل از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند. و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۸]

معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی انتخاب کرد. حسین بن علی از همان آغاز بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۹] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از طرف یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند.

عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا اعزام کرد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک‌به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد.

تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۰] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است:

۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد

۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن

۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی

۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی

۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی

۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی

۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه

۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه

۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی

۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر

۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی

۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم

۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین

۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس

جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر
روز نبرد [ویرایش]

بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم. [۱۳]

سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی ‏آغاز شد.[۱۴] شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای ‏گروهی بکنند و سپاه حسین‏ را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند[نیازمند منبع] و نیمی از یاران‏ او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی‏)، عبارت‌اند از:

نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی، حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله ‏پسران زید بصری.

جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید.

عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند

پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاست شمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع]

هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از چندی موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.[نیازمند منبع]

در عین حال چند سر را در باب الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع]

سر ابوالفضل العباس
سر علی‌اکبر
سر حبیب بن مظاهر

سوگواری محرم عزاداری‌ها و یادبودهایی است که به مناسبت کشته شدن حسین بن علی و یارانش که در واقعه کربلا روی داد، انجام می‌شود. این نبرد در سال ۶۱ هجری قمری در صحرای کربلا در عراق کنونی اتفاق افتاد. سوگواری برای حسین بن علی مختص ماه محرم نمی‌شود و در دیگر روزهای سال نیز با توجه به فرهنگ و رسم هر منطقه انجام می‌شود. سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیر‌مسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود.[نیازمند منبع] سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد.

سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در چهلم (اربعین) هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.

سوگواری در مدینه اولین بار به پیشگامی ام سلمه همسر پیامبر اسلام انجام شد.

در دوران امام پنجم شیعیان (که خود در کربلا حضور داشت) و امام ششم شیعیان که مصادف را دوران ضعف بنی امیه بود عزاداری بصورت مراسم سالانه رواج یافت.

سایر امامان شیعه نیز در برگزاری مراسم سالانه برای کشتگان کربلا اهتمام داشتند. دراین دوران تعداد زیادی از شاعران شیعه نیز اشعاری در مراثی حسین سرودند.
آل بویه [ویرایش]

یکی ازمهمترین دوران عزاداری برای کشتگان کربلا در قرن چهارم و مقارن با حکومت آل بویه‌است. در این دوران حکومت‌های شیعی همچون علویان طبرستان، زیدیان یمن، حمدانیان در شمال عراق، فاطمیان در مصر و آل بویه در عراق و ایران به قدرت رسیدند. عموم مورخان به برگزاری عزاداری بصورت عمومی در کوچه خیابان در این دوران اشاره کرده‌اند.

در این باره ابن جوزی می‌نویسد: «در سال ۳۵۲ (قمری) معزالدوله دیلمی دستور داد، مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند; در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید; قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند; در بازارها خیمه برپا کردند و به رسم عزاداری کرباس آویختند; زنان به سرو روی خود می‌زدند و بر حسین ندبه می‌کردند.»

حاکمان فاطمی مصر نیز با آنکه با ال بویه رقیب بودند از روش آنان در عزاداری پیروی کردند.تقی الدین مقریزی در این باره می‌نویسد که:
«

در زمان المعزلدین الله به سال ۳۶۳ (قمری) در کشور مصر تمام فاطمیین و شیعه در روز عاشورا در کنار مقبره ام کلثوم و سیده نفیسه اجتماع نموده و به عزاداری پرداختند و مبلغ بی حساب برای اطعام و عزاداری و شربت مخارج نمودند و به سال ۳۹۶ (قمری) در مصر کلیه بازارها را تعطیل عمومی کردند و ابن مأمون در سال ۵۱۵ (قمری) از موقوفات و صدقات کشور مصر روز عاشورا را تعطیل و روز توزیع صدقات قرار داد. و در عهد صدارت افضل بن بدرالدین در مسجد حسینی قاهره بوریاها فرش شد و افضل بدین سان در قلب مردم را یافت.

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

 

 احادیث


 امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند: «سه طایفه شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود: پیغمبران، علماء و شهدا.» (جامع الحادیث الشیعه، ج 3، ص 16)

 رسول‌ خدا (ص) می‌فرمایند: «کسی که از خانه خود به قصد نگهبانی مرزها و یا برای جنگ و جهاد در راه خدا بیرون آید، در هر قدمی که بر می‌‌دارد، هفتصد هزار حسنه داده می‌شود و هفتصدهزار گناه از وی بخشیده می‌شود، او در ضمان و بر عهده خدا خواهد بود به هر نحوی که بمیرد، چه با اجلش بمیرد و یا اینکه شهید شود و چنانچه برگردد، بخشوده شده و پاک گشته و دعایش در پیشگاه خدا مستجاب خواهد بود.

رسول‌ خدا (ص) فرمود: مافوق هر نیکی، نیکی بیشتر و هنری وجود دارد، آنجا که مردی که در راه خدا کشته می‌شود، بالاتر از آن نیک نیست.

 اما رضا (ع) از علی (ع) نقل می‌کند: که جوانی در هنگام سخنرانی امام علی (ع) از امام سوال کرد که فضیلت جنگجویان خدا را برای من تشریح کن. امام علی (ع) از رسول خدا حدیث مفصلی را نقل می‌کند از لحظه‌ای که جهاد‌گر به میدان جنگ می‌رود تا لحظه‌ شهادت که در اینجا قسمتی از آن را ذکر می‌کنیم: «هنگامی که جهت نبرد پا به میدان می‌نهد و نیزه ها و تیرها رد و بدل می‌شود و جنگ تن به تن شروع می‌گردد، فرشتگان با پر و بال اطراف آنان را می‌گیرند و از خدا می‌خواهند که او در میدان ثابت قدم باشد. در این هنگام منادی فریاد منادی فریاد می‌زند: «بهشت زیر سایه شمشیرهاست.» در این هنگام ضربات دشمن بر پیکره شهید ساده‌تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است. هنگامی که شهید هنوز به زمین نرسیده، حوریان بهشتی به استقبال او می‌شتابند و نعمات بزرگ معنوی و مادی که خدا جهت وی فراهم ساخته است، برای وی شرح می‌دهند و هنگامی که به روی زمین قرار می‌گیرد، زمین می‌گوید: «آفربن بر روح پاکیزه‌ای که از بدن پاکیزه عروج می‌کند. بشارت باد بر تو. چیزی که نه چشمی آن را دیده است و نه گوشی آن را شنیده است و نه از قلبی خطور کرده است، مخصوص توست و انتطار تو را می‌کشد.»

خداوند متعال چنین می‌فرماید: «من سرپرست بازماندگان توام. هر کسی بازماندگان تو را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هر کسی آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»(از مرحوم طبری در مجمع البیان)

 رسول خدا (ص) فرموده است: «خداوند چنین فرموده است، من جانشین شهید در خانواده وی هستم. هر کسی رضایت خانواده شهید را جلب کند، رضایت مرا جلب کرده است و هر کسی آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»(وسائل الشیعه، باب 25، حدیث 3)

 رسول خدا (ص) فرمود:

«شفع الشهید نبی سبعین من اهله.»

«شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می‌کند.»(کتر العمال، ج 4، ص 1-4)

در این حدیث و احادیث دیگری که در مورد شهادت و مقام شهید آمده است، همه درجه بلند و مقام عظیم شهید را نشان می‌دهد که بهترین نیکی است و شهید را به‌عنوان شاهد جامعه معرفی می‌کند که رضایت خداوند را شهید با کارش جلب می‌کند، حتی تا جایی که سرپرست خانواده شهید را خداوند خود به‌عهده می‌گیرد. بلندترین مقام در آخرت شفاعت است که این مقام از آن پیغمبران، بزرگان و امامان است که در این کار نیز شهدا با آنان برابری می‌کنند، یعنی می‌توانند شفاعت هفتاد نفر را بکنند.

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

سخنان حکمت آمیز امام حسین(ع)

۞ امام حسین (ع) به نقل از نبی اکرم (ص) فرموده اند: هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل می کنند برای او خواهد بود بدون آن که از اجرعاملین به آن چیزی کاسته شود. (تحف العقول ، ص243)

۞ بدرستی كه شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی و حیله و تزویر پاك است.(فرهنگ سخنان امام حسین ص/476  )

۞ گریه ازترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است. (جامع الاخبار ص97)

۞كسانی كه رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهندشد(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)    

۞ از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاه از نظرات مختلف است .( بحارالانوار،ج78،ص119)

۞ چیزی رابرزبان نیاورید که از ارزش شمابکاهد.(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)        

۞بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند. (کشف ‌الغمّة، ج2، ص30 )

۞ كسي كه از تو حاجتي خواسته است ،آبروي خود را با درخواست از تو تو برده است ،تو ديگر با رد كردن او ،آبروي خود را نريز

۞ آنكس كه بخشش تو را بپذيرد ، تو را در جوانمردي كمك كرده است. .(فرهنگ سخنان امام حسین ص/838  )

۞كسي كه گر فتاري و اندوه مومني را برطرف كندو او را آسوده كند ،خداوند گرفتاري و اندوه دنيا و آخرت را از او رفع مي كند. .(بحارالانوار-ج۸۷)

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

چهل حدیث در مورد شهید و شهادت

شهادت

1. بالاترین نیکیها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.

رسول خدا(ص) می فرماید :

بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.

وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21

 

 

2. برترین مرگها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اشرف الموت قتل الشهاده

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

شهادت برترین مرگهاست.

بحارالانوار، ج67، ص8، حدیث4

 

3. مرگ برتر

قال امیر المومنین علیه السلام :

ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((همه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است.

نهج البلاغه، خطبه123

 

4. برترین قتل شهادت است

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اشرف القتل قتل الشهدآء.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

والاترین قتل، کشته شدن شهیدان است.

نهج الفصاحه، ص668

 

5. هزار ضربه شمشیر به از مرگ در بستر

قال امیر المومنین علیه السلام :

و الذی نفس ابن ابی ابیطالب بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی الفراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.

بحار الانوار، ج97، ص40، حدیث44

 

6.شهادت، نه مرگ در بستر

قال امیر المومنین علیه السلام :

ایها الناس ان الموت لا یفوته المقیم و لایعجزه الهارب لیس عن الموت محیص و من لم یمت یقتل و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی فراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.

وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث12

شهادت

7. شهادت کرامت است

قال السجاد علیه السلام :

القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :

کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست.

بحار الانوار، ج45، حدیث118

 

8. شهادت آرزوی اولیاء

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.

صحیح بخاری، ج4، ص21، باب تمنی الشهاده

 

 

9. روزی شهادت

قال امیر المومنین علیه السلام :

من دعائه علیه السلام لمّا عزم علی لقا القوم بصفّین :

اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علی عدونا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علینا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

خدایا، ای پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پیروز گرداندی، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پیروز شدند، شهادت را روزیمان فرما و از فتنه بازمان دار.

نهج البلاغه، خطبه170

 

 

10. فرجام سعادت و شهادت

عن امیر المونین علیه السلام :

و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه … ان یختم لی و لک بالّسعاده و الشّهاده.

 

حضرت علی علیه السلام در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت :

من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیکبختی و شهادت قرار دهد.

نهج البلاغه نامه53

 

11.شهادت در راه خدا

دعا امیر المومنین علیه السلام لهاشم بن عتبه فقال :

اللّهم ارزقه الشّهاده فی سبیلک و المرافقه لنبیّک.

حضرت علی علیه السلام در دعای خود به هاشم بن عتبه فرمودند :

خداوندا، شهادت در راهت را و همراهی با پیامبرت را به او روزی کن.

نهج السّعاده، ج2، ص108

 

12.همسایگی با شهدا

قال امیر المومنین علیه السلام :

… نسال الله منازل الشهداء و معایشه السّعداء و مرافقه الانبیاء.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

  از خداوند جایگاه شهیدان و زندگی با سعادتمندان و همراهی با پیامبران را طلب می کنم.

نهج البلاغه، خطبه23

 

13. عشق به شهادت

قال امیر المومنین علیه السلام :

فو الله انی لعلی الحق. و انی للشّهاده لمحبّ.

حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمود :

 پس به خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.

شرح نهج البلاغه، ج6، ص99 و 100

شهادت

14. امید شهادت در جبهه

قال امیر المومنین علیه السلام :

و الله لولا رجائی الشّهاده عند لقائی العدوّ لوقد حمّ لی لقاءه لقرّبت رکابی، ثمّ شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

به خدا قسم اگر آرزوی شهادت را در پیکار با دشمن نمی داشتم،(که ای کاش زودتر فراهم آید) بر مرکب خود سوار می شدم و از میان شما کوچ می کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد (برای همیشه) در جستجوی شما نمی پرداختم.

شرح نهج البلاغه، ج7، ص285، خطبه118

 

15. در ردیف شهیدان

قال السّجاد علیه السلام :

 حمدا نسعدبه فی السّعداء من اولیائه و نصیر به فی نظم الشّهداء بسیوف اعدائه.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :

سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن در ردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.

صحیفه سجّادیه، ج41، دعاء1

 

16. شهادت طلبی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من طلب الشّهاده صادقا اعطیها و لولم تصبه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس از روی صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.

کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210

 

17. تبریک به شهیدان

قال امیر المومنین علیه السلام :

انّ الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کلّ آتیه منیّته کما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنسان که او مقدّر کرده است می رسند، پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او.

نهج السعاده، ج2، ص107

شهادت

18. خون شهید

انّ علیّ ابن الحسین علیه السلام کان یقول : قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله.

امام زین العابدین علیه السلام پیوسته از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:

هیچ قطره ای در نزد خداوند دوست داشتنی تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست.

وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث11

 

19. شهید درد جراحت را احساس نمی کند

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

الشّهید لایجد الم القتل الّا کما یجد احدکم مسّ القرصه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید درد کشته شدن را احساس نمی کند، مگر در حدّی که یکی از شما پوست دست خود را بین دو انگشت فشار دهد.

کنز المعال، ج4، ص398، حدیث11103

 

20. آمرزش گناهان شهید

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

للشّهید سبع خصال من الله اوّل قطره من دمه مغفور له کلّ ذنب.

حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

به شهید هفت امتیاز از طرف خداوند عطا می شود، اولین آنها بخشیدن تمام گناهان اوست بواسطه اولین قطره خونش.

وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث20

 

21. شهادت، کفّاره گناهان

قال الباقر علیه السلام :

اوّل قطره من دم الشّهید کفّاره لذنوبه الّا الدَّین فانّ کفّارته قضاءه.

امام باقر علیه السلام فرمود :

اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهیها، که کفاره آن ادای آن است.

وسائل الشیعه، ج13، ص85، حدیث5

 

22. موجب آمرزش گناهان

قال الصادق علیه السلام :

من قتل فی سبیل الله، لم یعرّفه الله شیئاً من سیئاته.

امام صادق علیه السلام فرمود :

کسی که در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ یک از گناهان او را به روی او نمیآورد.

وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث19

 

23. شهید غسل و کفن ندارد

قال النّبی صلی الله علیه و آله : فی شهداء احد :

زمّلوهم بدمائهم و ثیابهم.

پیامبر اکرم درباره شهدای اُحُد فرمودند :

آنها را با همان خونهایشان و لباس های خودشان دفن کنید.

وسائل الشیعه، ج2، ص701، حدیث11

شهادت

24.دفن با جامه خونین

عن امیر المومنین علیه السلام قال :

لمّا کان یوم بدرٍ، فاُصیب من اصیب من المسلمین، امر رسول الله بدفنهم فی ثیابهم، و ان ینزع عنهم الفراء، و صلیّ علیهم.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

در روز بدر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به کسانی که از مسلمانان به شهادت رسیده بودند، دستور داد که آنها را با لباسهایشان دفن کنند، و تنها لباسهای چرمین را از تنشان بیرون آوردند، و سپس بر آنها نماز خواند.

بحار الانوار، ج82، ص6، حدیث 5

 

25. گلگون کفنان

عن اسماعیل بن جابر و زُراره عن ابی جعفر علیه السلام :

قال : قلت له کیف رایت الشّهید یدفن بدمائه؟ قال : نعم فی ثیابه بدمائه و لا یحنّط و لا یغسّل و یدفن کما هو …

از اسماعیل بن جابر و زراره نقل شده است که : از امام صادق سوال کردم، نظر شما در این باره چیست که شهید با بدن خون آلود دفن شود؟ حضرت فرمود : آری شهید بدون غسل و حنوط، در لباس خونین خود همانگونه که هست دفن می شود.

وسائل الشیعه، ج2، ص700، حدیث8

 

26. شهید سوال قبر ندارد

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من لقی العدوّ فصبر حتّی یقتل او یغلب لم یفتن فی قبره.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس رو در روی دشمن قرار گرفت((با دشمن درگیر شد)) و استقامت کرد تا کشته و یا پیروز شد، در قبر مورد آزمایش قرار نمی گیرد((از او سوال نمی شود)).

کنز المعال، ج4، ص313، حدیث10662

 

27.آثار شهادت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

یعطی الشّهید ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه :

یکفّر عنه کلّ خطیئه ویری مقعده من الجنه و یزوّج من حور العین و یؤمّن من الفزع الاکبر و من عذاب القبر و یحلّی حلّه الایمان.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

1-با اولین قطره خون او تمام گناهانش بخشیده می شود.

2-جایگاه خود را در بهشت می بیند.

3-از حوریان با او ازدواج می کنند.

4-از وحشت بزرگ روز قیامت در امان می باشد.

5-از عذاب قبر ایمن است.

6-به زیور ایمان آراسته می گردد.

کنز المعال، ج4، ص410، حدیث1152

 

 28. معافیت از سوال قبر

سُئل النّبی صلی الله علیه و آله :

مابال المومنین یفتنون فی قبورهم الّا الشّهید؟ فقال : کفی ببارقه السّیوف علی راسه فتنهً.

از پیامبر اکرم سوال شد :

چگونه است که همه مومنین در قبر مورد سوال و امتحان قرار می گیرند مگر شهید؟

حضرت فرمود : امتحانی که در زیر برق شمشیر داده است، برای او کافی است.

کنز المعال، ج4،ص407، حدیث11138 و ص595، حدیث11741

 

29. شفاعت شهید

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

یشفع الشّهید فی سبعین من اهله.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.

کنز المعال، ج4، ص401، حدیث 11119

 

30. مقام شفاعت

عن الصّادق علیه السلام عن آبائه علیه السلام انّ رسول الله قال :

ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیامه فیشفّعهم : الانبیاء ثمّ العلماء ثمّ الشّهداء.

امام صادق علیه السلام از پدران خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمود :

سه گروهند که روز قیامت شفاعت می کنند و شفاعت آنها مورد پذیرش خداوند قرار می گیرد، انبیاء و علما و شهداء.

بحار الانوار، ج97، ص14، حدیث24

 

31. اول کسی که وارد بهشت می شود

عن الرّضاء علیه السلام عن آبائه علیه السلام، قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

افضل الاعمال عند الله ایمان لا شکّ فیه و غزو لاغلول فیه و حجّ مبرور و اوّل من یدخل الجنّه شهید.

امام رضا علیه السلام از پدران خود علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود :

برترین اعمال نزد خداوند، ایمانی است که در آن تردیدی نباشد و رزم و پیکاری که در آن خیانت در ((غنیمت)) نباشد و حج مقبول . و اولین کسی که وارد بهشت می شود شهید است.

بحار الانوار، ج66، ص393، حدیث75

 

32. آرزوی شهید

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

ما من احدٍ یدخل الجنّه یحبّ ان یرجع الی الدّنیا و له ما علی الارض من شییءٍ الّا الشّهید. فانّه یتمنّی ان یرجع الی الدّنیا فیقتل عشر مرّاتٍ لما یری من الکرامه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و دهها مرتبه در راه خدا کشته شود.

صحیح بخاری، ج4، ص26

 

 

33. برترین شهدا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

افضل الشّهداء الّذین یقاتولن فی الصّف الاوّل فلا یلفتون وجوههم حتّی یقتلوا، اولئک یتلبّطون فی الغرف العلی من الجنّه یضحک الیهم ربّک فاذا ضحک ربّک الی عبدٍ فی موطن فلا حساب علیه.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

برترین شهیدان کسانی هستند که در صف اول((خط مقدم)) پیکار می کنند و روی بر نمی گردانند تا کشته شود، اینها هستند که جایگاه آنان غرفه های عالی بهشت است، و خداوند بر آنها متبسّم است و اگر خداوند بر بنده ای تبسّم کند((خشنود شود)) هیچ حسابی بر او نیست.

کنز المعال، ج4، ص401، حدیث11120

 

34. شهید دریا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

شهید البحر مثل شهید البرّ …

و انّ الله عزّوجلّ وکّل ملک الموت بقبض الارواح الّا شهید البحر فانّه یتولّی قبض ارواحهم.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید در جنگ دریایی مثل شهید در جنگ و جهاد در خشکی اجر دارد و خداوند ملک الموت را برای قبض روح همه افراد مامور ساخته است، مگر شهیدان جنگ دریایی که آنقدر مقام و فضیلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه می کند.

سنن ابن ماجه، ج2، ص928، حدیث 2778

شهادت

35. خانواده شهید

قال علی علیه السلام عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله :

 و یقول الله عزّوجلّ انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی.

حضرت امیر علیه السلام در ادامه حدیثی مفصّل که در باب مقام شهید از قول رسول خدا بیان داشته اند می فرماید :

خداوند می فرماید من جانشین شهید در خانواده او هستم، هر کس رضایت آنها را جلب کند رضایت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

 

36. دیگرشهیدان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من ارید ماله بغیر حقّ فقاتل فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گیرد و برای دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود شهید است.

کنز المعال، ج4، ص429، حدیث11201

 

37. شهیدان دفاع

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من قاتل دون نفسه حتّی یقتل فهو شهید و من قتل دون ماله فهو شهید

و من قاتل دون اهله حتّی یقتل فهو شهید و من قتل فی جنب الله فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس برای دفاع از جان و مال اهل و عیال خود پیکار کند و کشته شود شهید است و کسی که در راه قُرب به خدا کشته شود شهید است.

کنز المعال، ج4، ص420، حدیث11236

 

38. دفاع از مال

عن علیّ بن الحسین علیه السلام :

من اعتدی علیه فی صدقه ماله فقاتل فقتل فهو شهید.

امام زین العابدین علیه السلام فرمود :

هر کس به ظلم اموالش مورد تجاوز قرار گیرد و در برابر آن پیکار کند تا کشته شود شهید است.

وسائل الشیعه، ج11، ص93، حدیث11

 

 

39. کشته راه خدا

عن ابی عبدالله علیه السلام، قال : قال رسول

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

 

میلاد با سعاد ت هشتمین اختر ولایت وامت برعموم شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمایم

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم           تبریک من پذیــری باشد همین دوایم

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم           لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم

آیم به آن سرایت آن بــاغ با صفـایت            گردحرم بگـــــردم جنت شود سرایم

سعی صفا و مروه  باشد کنارت ای گل           حجت یقین بیند باران گـــــریه هایم

آقا امام هشتــــــم لطفی که بنده آیم           درمحضرت نشینم عقـــده زدل گشایم

ای حامـــی مساکین دریاب دل غمینم           آزادکن زبندم چنـــــــدی دعا نمایم

از دل چنین ســـرودم  راز دلی نمودم            لطفت رضا رسـانـــــده پیغام آشنایم

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

آقا پسر جوانی که برای هوسبازی با دختران ارتباط و دوستی برقرار میکنی
و با هزارن وعده توخالی و پوچ دل دختر رو بدست میاوری
و دختر( گرانبها ترین امانت پدر) رو به مرز فساد و نابودی کامل زندگی میکشانی
آیا میدانی طبق احادیث و تجربه های عملی و شواهد تاریخی و داستان های واقعی که از دیگران شنیده ایم
یکی هم پیدا میشود و این بلا ها رو سر خواهر ، مادر ، همسر و دختر خودت میاورد؟
ساده تر و عامیانه تر بخوام بگم میشه جمله زیر
معادله همیشه زنده تاریخ:
خیانت وتجاوز به ناموس دیگران= 
خیانت وتجاوز به ناموس خودت
امام صادق علیه السلام:
خداوند به حضرت موسی (ع) وحی کرد که به مردم بگو: 
با زنان مردم زنا نکنید که با زنان شما زنا خواهند کرد، چرا که همان گونه با دیگران رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار شود
و خداوند بزرگ و مهربان در 
قرآن کریم سوره ی مبارکه نور می فرماید:
مرد زناکار جز با زن زناکار و مشرک نکاح نمی کند، و زن زانیه را هم مردانی زائی و مشرک به نکاه نخواهند گرفت. و این کار بر مردان مومن حرام است.
قانون سوم نیوتن:
هر عملی عکس العملی دارد.

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

مقاله اي درباره شهادت

 

 
 
مقاله؛
شهادت دريچه اي به سوي نوروهستي

 
  شهادت اوج تعالي انسان است. در فرهنگ اسلام و بخصوص تشيع، ارزشمندترين و گرانبهاترين حركت، شهادت است. شهيد كسي است كه با نثار جان خود، درخت اسلام را آبياري كرده و فساد را ريشه كن مي كند.

  شهادت اوج تعالي انسان است. در فرهنگ اسلام و بخصوص تشيع، ارزشمندترين و گرانبهاترين حركت، شهادت است. شهيد كسي است كه با نثار جان خود، درخت اسلام را آبياري كرده و فساد را ريشه كن مي كند. 
شهيدان، مقاومت و پويايي جامعه را تضمين مي نمايند و به جامعه ظرفيت روحي مي بخشند و ضعف و سستي را از بين مي برند. اگر خون شهيدان نبود كه شجره ي طيبه ي رسالت را سيراب نمايد نه از اسلام خبري بود و نه از مكتب توحيد بخش الهي اثري و در يك جمله مي توان گفت كه پر محتو ي ترين عنوان، در راستاي تكامل انسان، از ديدگاه متون اسلامي، عنوان «شهيد» است.
سؤال اصلي: شهادت چگونه مي تواند راهي به سوي تعالي و تكامل انسان باشد؟


مقدمه: 
از مهمترين عوامل باز دارنده روند تكاملي جامعه و بزرگترين آفت انقلاب و حركت هاي سازنده، آميزش خطوط انحرافي و جريانات منفي با مايه هاي اصيل و پاك و برحق است. حق و باطل گاه آنچنان به هم مي آميزد كه تميز دادن و جدايي آنها از يكديگر محتاج به ايجاد سيل و موج قوي است تا لاشه ها را از درون درياي جامعه به بيرون پرتاب كند و گوهرها و مرجان ها و ياقوت ها را در درون بپرورد. حق و باطل گاه مانند كف و آب هستند كه تشخيص و جدائي آنان ساده است و گاه آنچنان بهم مخلوط شده اند كه بايد با حركت هاي تند و پر حرارت از هم جدا شوند.  
انتخاب آگاهانه شهادت درسايه تفكر صحيح در چنين مواردي نقش خود را ايفا مي كند، شهادت چنان حرارت و سوزي مي آفريند و چنان حركت و تكاني را بوجود مي آورد كه حق و طرفدارانش از باطل و پيروانش به خوبي جدا مي شوند. 
شهادت شجاعانه نقش جدا كردن و شناساندن و سرانجام رشد و نمو حق و نابودي باطل را به طور احسن و اكمل در جامعه ايفا مي كند و با اين اثر، اجتماع را از ركود و جمود و انزوا خارج مي سازد و با تصفيه عميق، پويائي و بالندگي و كمال جامعه را تضمين مي كند. 
مگر نه اين است كه مرگ به سراغ همه خواهد آمد و گريزي از آن نيست. پس چه بهتر آنكه با مردن معامله اي انجام شود و در برابر دادن سرمايه حيات و قرباني شدن، سود و نتيجه اي بزرگ عائد شود. 
خداوند در قران مي فرمايد: «اگر در راه خدا كشته شويد يا بميريد، آمرزش و رحمت خدا بهتر از هر چيزي برايتان خواهد بود». 
شهادت در مكتب قرآن و تشيع داراي هفت ركن است: 
داشتن ايمان به خدا، پيامبر و ائمه راستين معصوم اسلام؛ 
گزينش آگاهانه ؛
به فرمان خدا و رسول خدا (ص) بودن، (پيروي از سنت و عترت)
انگيزه را خدا قرار دادن؛
ايثارگري براي خشنودي خدا ورسيدن به رضوان و قرب او؛ 
براي اعلاء كلمه حق و ريشه كن نمودن باطل پيكار كردن؛ 
در معيت خدا و اولياء خدا بودن. 
شهيد چون شمع مي سوزد و با نور خويش ظلمات و تاريك هاي زندگاني بشر را روشن مي كندوراه رشد و سلامت و سعادت جامعه ي انساني را صاف و هموار مي سازد. 
شهادت طلبي، يعني به استقبال مرگ شتافتن در راه آرمان و آيين برحق، نهراسيدن از مرگ و جان نثاري در راه حاكميت حق. شهيد مطهري مي نويسد: 
«قوي ترين مردان هم وقتي خود را در چنگال مهيب مرگ ديده اند، اظهار عجز و ناتواني كرده اند: كوچك و حقير گشته اند، فكر و عقيده شان عوض شده است.» 
آري، تصوير مرگ و فكر نزديك شدن مرگ براي انسان هاي سست بنياد و بي ايمان، خوفناك و هولناك است، زيرا از نظر آنان، مرگ، خاموشي ابدي و ذلت هميشگي است. ليكن در نظر كسي كه مرگ را سرآغاز زندگي ابدي و پل عبور به حيات ابدي مي داند، عزت جاودانگي است و لذا نه فقط از آن نمي ترسد بلكه از آن استقبال مي نمايد. 
پايان زندگاني هركس به مرگ اوست جز مرد حق كه مرگ وي آغاز دفتر است.


شهادت در قرآن 
آيات فراواني در قرآن كريم به مسئله شهادت اشاره نموده است، در اين قسمت به برخي از آيات اشاره مي نمائيم: 
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءعند ربهم يرزقون. 
هرگز نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند، بلكه زنده به حيات (ابدي) شدند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود. 
2. ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولكن لاتشعرون. 
به كشته شدگان در راه خدا، مرده نگوئيد چرا كه زنده اند، لكن شما درك نمي كنيد.
3.والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم سيهديهم و يصلح بالهم و يدخلهم الجنه عرفها لهم. 
و آنان كه در راه خدا كشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را ضايع نمي گرداند، آنها را هدايت كرده و امورشان را اصلاح مي فرمايد و در بهشتي كه قبلاً به آنان شناسانده، وارد خواهد كرد. 
و من يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف توتيه اجراً عظيماً. 
و هركس در جهاد در راه خدا كشته شد و يا فاتح گرديد اجر عظيمي به او عطا خواهيم كرد. 
نتيجتاً انتخاب آگاهانه شهادت در سايه تفكر صحيح است كه اين اجرها را براي شهداء به ارمغان مي آورد.


شهادت در احاديثاحاديث و روايات متعددي پيرامون شهيد و مقام والاي آنان نقل شده است كه به پاره اي از آنها اشاره مي نمائيم: 
امام صادق(ع) از رسول الله (ص) نقل فرمودند: 
«اشرف الموت قتل الشهاده» 
باشرافت ترين مرگ ها، كشته شدن به طريق شهادت است. 
از امام صادق(ع) به نقل از پدران بزرگوارش (عليهم السلام) است كه پيامبر اكرم(ص) فرمودند: 
فـوق كـل بـر بـر يقتـل الرجل في سبيل الله، فاذا قتل في سبيل الله عز و جل فليس فوقه بر… 
بالاتر از هر نيكي، نيكي برتري است تا اينكه شخص در راه خدا كشته شود. پس هنگامي كه در راه خداوند عزو جل كشته شد، نيكوكاري اي بالاتر از آن نيست …
3. امام باقر (ع) فرمود كه علي بن الحسين (عليهماالسلام) مكرر مي فرمود: رسول الله (ص) فرمود:


هيچ قطره اي براي خداوند عز و جل محبوبتر از قطره خوني كه در راه خدا (ريخته شود) نيست . 
4. از امام صادق (ع) است كه از پيامبر اكرم (ص) پرسيدند: 
چراشهيد در قبرش مورد امتحان و ابتلاء قرار نمي گيرد؟ فرمود: شمشير بالاي سرش (هنگام شهادت) براي امتحان و ابتلاء او كافي بود.


در حقيقت شهادت 
شهادت مكتب سازنده اي است كه شگرفترين اثرات و خلل ناپذيرترين واكنش هاي نسل هاي بهم پيچيده تاريخ را داراست. 
در حقيقت، شهادت خون دوباره اي است كه به كالبد نيمه جان جامعه وارد مي گردد، خون اين عنصر خليفه الهي در نظام اجتماعي به عنوان گوياترين و مؤثرترين عامل تبليغ صدق و صفا، حق و حقيقت، آگاهي و سازندگي خواهد بود. از اين روست كه امام علي (ع) بعد از شهادت محمدبن ابي بكر به عبدالله بن عباس مي نويسد: 
«به خدا سوگند، اگر علاقه، من به هنگام پيكار با دشمن در شهادت نبود و خود را براي مرگ در راه خدا آماده نساخته بودم، دوست مي داشتم، حتي يك روز با اين مردمي كه محمدبن ابي بكر را تنها گذاشتند روبرو نشوم». 
مجد و عظمت والاي شهادت همواره تجلي بخش امتها بوده است. تاريخ شهادت، تاريخ عقيده و جهاد و تمسك به اصول و مباني اعتقادي است. اگر خون شهيدان نبود كه شجره ي طيبه ي رسالت را سيراب نمايد نه از اسلام خبري بود و نه از مكتب توحيد بخش الهي اثري؛ اگر شهادت در كربلا و نهضت خونين عاشورا نمي بود، اين اخلاص و دوستي كه ميليونها انسان از صميم قلب نسبت به اهل بيت پيغمبر پيدا كرده اند به وجود نمي آمد.

انسان تا زماني كه در حصار مادي خود و زمانش فرو رفته باشد، نمي تواند دم از منطق شهيد بزند. چرا كه او را در حريم اين معنا راهي نيست مگر به عشق. بنا بر گفته ي استاد بزرگوار شهيد مرتظي مطهري: 
«منطق شهيد را با منطق افراد معمولي نمي شود سنجيد. شهيد را نمي شود در منطق افراد معمولي گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقي است آميخته با منطق عشق…» 
فرهنگ ايثار وشهادت در نظام اسلامي از مهم ترين ويژگي هاي مكتب تشيع به شمار مي رود و بر همگان پوشيده نيست كه از وجود همين فرهنگ بوده و هست كه حقايق اسلام تا كنون همچنان پا برجا و زنده باقي مانده است. از صدر اسلام تا كنون، تاريخ شيعه، شاهد ايثارگري و شهادت طلبي مردان بزرگي همچون پيامبر اكرم (ص) و اصحابش، ائمه اطهار (ع) و ياران آنان بوده است. 
فرهنگ شهادت دردامن خودانسان هايي را پرورش داده كه داراي خصوصيات و روحيات والا و متعالي هستند. داشتن همت بزرگ، برخورداري از روح بزرگ، عزت نفس و روحيه ي قوي، بزرگواري و بزرگ منشي، زهد گرايي و عدم دلبستگي به دنيا و … از مهم ترين خصوصيات انسان هاي تربيت يافته در فرهنگ ايثار و شهادت است.


جايگاه و منزلت شهيد 
يكي از مسائلي كه در قرآن مجيد براي بيان حيات عالي شهدا و اشاره به مقام بسيار رفيع و والاي انها آمده است، جمله ي «عندربهم يرزقون» است. 
مقام عند ربهم، عالي ترين مقام انساني است به عبارت ديگر كمال نهائي انسان است كه هيچ حائلي ميان انسان و خدا، وجود ندارد. در واقع اتصال به مقام ربوبي و لقاء الهي و نهايت كمال انسان است. چه جايگاه و منزلگاهي از آن بالاتر، كه عاشق را در جوار معشوق جاي دهند و اين همان چيزي است كه انسان ها حقيقتاً در جستجوي آن هستند. 
پيامبر (ص) فرمود كه: خداوند براي شهيدان هفت خصلت مقرر كرده است: 
با نخستين قطره خوني كه از خون او ريخته مي شود، تمام گناهان او مورد عفو قرار مي گيرد. 
سرش در كنار دو حور از حوريان بهشتي قرار مي گيرد و آنها غبار از چهره ي شهيد پاك مي كنند و به او خوش آمد مي گويند. او هم متقابلاً به همسران بهشتي خود مرحبا مي گويد. 
از لباس هاي بهشتي بر اندامش مي پوشانند. 

پذيرائي كنندگان بهشتياني كه وارد بهشت مي شوند، با عطرهاي بهشتي، او را عطرآگين مي كنند. 
جايگاه خود را، در بهشت مي بيند. 
به روحش گفته مي شود، در هر كجاي بهشت كه مي خواهي استراحت كن. 
به وجه الله نظر مي كند، و اين موضوع رضايت و خشنودي براي هر پيامبر و شهيدي است. 
به شهادت «فوز عظيم» گفته شده است، چرا كه شهيد باشهادت خود به هدف نهائي كه لقاء پروردگار و مقام در جوار (عندربهم) باشد، رسيده است. و در اين مسابقه ي نهائي،پيروز شده و بعد از مسابقه ي نهائي ديگر آزمايشي نيست.


انگيزه هاي شهادت طلبي بطور خلاصه مي توان انگيزه هاي شهادت طلبي را اين گونه بر شمرد: 
رسيدن به تكامل و جاودانگي. 
معامله سودمند با خداوند (تقديم جان در برابر بهشت).
اطاعت از خدا و رسول و اولي الامر.
كمك به مستضعفين وبر پايي عدالت و آزادي و رفع ظلم و فتنه. 
رسيدن به مقام والاي شهادت كه بالاترين نيكوئيهاست. 
پالايش روح و آمرزش گناهان و نظر به وجه الله و پيوستن به لقاء الله و تقريب الي الله. 
امربه معروف و نهي از منكر و احياء و اشاعه سنتهاي الي و قبول در امتحان الهي و 
ذلت ناپذيري و ايثار در راه ارزش هاي متعالي. 
الگو سازي براي جامعه از طريق حماسه آفريني و تحريك عواطف واحساسات براي ترويج حق طلبي و انجام مسئوليت اجتماعي و حساسيت در مقابل سرنوشت جامعه. 
تزريق خون تازه به پيكر اجتماع و تقويت روحيه انقلابي در آحاد مردم. 
انتخاب بهترين و هنرمند ترين و زيباترين نوع مردن.
حضور درصحنه جهاد في سبيل الله كه بستر شهادت طلبي است و اداي تكليف. 
سير و سلوك معنوي و طي طريق در آخرين و والاترين مراحل عرفاني و فناي في الله و اثبات عشق حقيقي به معشوق.


چرا شهادت؟ 1.شوق به لقاء الله 
2. زندگي راستين 
بزرگي روح 
دل بريدن از دنياي فاني و دل بستن به حقيقت باقي 
اجراي حق و احياي اسلام


انتخاب آگاهانه شهادت 
شهادت، فنا شدن انسان براي نيل به سرچشمه نور و نزديك شدن به هستي مطلق است. 
شهادت، مرگي از راه كشته شدن است، كه شهيد آگاهانه و بخاطر هدفي مقدس و به تعبير قرآن «في سبيل الله» انتخاب مي كند. 
از عبارت فوق چنين نتيجه مي گيريم، كه هر مرگي نمي تواند شهادت باشد. اولاً بايد اين مرگ با كشته شدن باشد و ثالثاً اين كشته شدن هم دو شرط اساسي دارد تا شهادت بر آن اطلاق گردد: 
1- آگاهانه باشد. 2- في سبيل الله باشد.
آگاهانه بودن به اين معنا است كه انسان خود با بصيرت، انتخابگر اين نوع مرگ باشد. و شرط آگاهانه بودن آن است كه شهيد، حق و باطل زمان خود را بشناسد و در زير لواء حق، در ركاب «امام زمان» خود، عليه باطل بجنگد. 

قيد «في سبيل الله» اشاره به جهت و هدف شهيد، در جنگ عليه كفار و مشركين دارد. و بيانگر اين معنا است كه جنگي داراي ارزش كه، هيچ هدفي جز (الله) در آن نباشد. 
كلمه ي شهيد در لغت به معناي «گواه» است، و در اصطلاح به كسي كه در راه خدا كشته شده باشد اطلاق مي گردد. 
در اينكه چرا به كشته شده ي در «راه خدا» شهيد مي گويند، وجوه مختلفي بيان گرديده است در كتاب «لسان العرب المحيط» آمده است: 
به كشته ي در راه خدا شهيد مي گويند: 
براي اينكه ملائكه رحمت، شاهد او هستند. كه در اين صورت شهيد، به معناي مشهود است. 
براي اينكه خدا و فرشتگان الهي، شاهدان او در بهشت اند. 
براي اينكه در روز قيامت، او به همراه پيامبر، از ملت هاي گذشته شهادت مي دهد. 
براي اينكه او نمرده، شاهد زنده و حاضر است. 
براي اينكه شهيد براي اقامه ي شهادت حق، قيام كرده تا كشته شده است. 
براي اينكه شهيد ناظر و شاهد بر نعمتها و كرامت هاي الهي است… 
شهادت پايان بخشيدن به حيات طبيعي و مادي و كثيف براي دفاع از ارزش هاي والايانساني و شكافتن قفس كالبد مادي و حركت به مقام بلند شهود الهي است و دست شستن از بودن در حال هوشياري و آزادي و دست يافتن به شدن است، و خلاصه شهادت نوعي مرگ نيست، بلكه صفتي است از حيات معقول و او كسي است كه از فنا رسته به ابديت و بقا پيوسته است.


دستاوردهاي شهادت براي انسان: 
اطاعت بي چون و چرا از مقام ولايت تا پاي جان. 
خدا محوري در مقابل خود محوري 
ايثار، ترجيح ديگران بر خود با انگيزه ي الهي 
ترجيح دادن آخرت به دنيا 
ارزش هاي انساني را بر منافع شخصي ترجيح دادن 
در مسير كمال حركت كردن. 
صبر و استقامت 
سازش ناپذيري در مقابل دشمنان
عزت نفس و زير بار ذلت نرفتن 
حضور در صحنه هاي دفاع از حق در مقابل باطل 
مجاهد زيستن، نگريستن و مردن 
نترسيدن از مرگ 
دورنگري در مقابل كوته نظري 
ترجيح دادن رضاي خدا به رضاي خلق 
آميختن عقل با عشق


 


شهادت شجاعانه و آگاهانه در منظر شهيدان 
داشتن جسمي سالم و برخورداري از روحيه ي شجاعت مقدماتي براي وصول به انتخاب آگاهانه شهادت مي باشند. در اين بخش ديدگاه شهيدان را در مورد شهادت مرور مي نمائيم: 
شهيد نوجوان عبدالله مرداني: 
پدر و مادر، برايم نگران نباشيد، چرا كه من راهم را آگاهانه (شهادت) انتخاب نمودم و آن جز در راه خدا، في سبيل الله راه ديگري نيست. 
شهيد حسينعلي كاوياني:
شهادت اگر در كام شير هم كه باشد، من آن را به چنگ خواهم آورد. 
شهيد جمشيد رئيسي: 
شهادت شربتي است كه هر كس توان نوشيدن آن را ندارد، مگر اينكه از تمام قيد و بندهاي ظاهري اعم از مال و جان و … خود گذشته باشد و بخواهد اين همه را در راه حق عليه باطل خدا كند. 
شهيد حميد رضا بصيرزاده: 
خدايا! خود شاهد باش كه با فرمان تو به جبهه آمديم و به فرمانت به خون غلطيديم و شهيد شديم. شهادت، هدف نيست. 
پيروزي هم هدف نيست. 
بلكه ترويج دين، هدف است. 
شهيد اكبر فارسيان: 
اي خداي بزرگ! ما را به راه راست هدايت كن ! تا جانمان را در راهت هديه كنيم. 
شهادت را نصيبمان كن تا شهيد شويم. 
و شهادت را نصيبمان كن تا شاهد باشيم. 
شهيد حسين ريخته گران: 
من اين راه مقدس را آگاهانه و عاشقانه انتخاب كردم و حالا در جبهه حضور دارم، همان محلي كه «خون» با عقيده پيوند مي خورد و در همانجاست كه شهادت ميسر مي شود و شهادت پلي است كه ما را به هدف نهائي مي رساند. 
7.شهيد اسماعيل يوسفي: 
اي پدر و اي مادر عزيز! اي خواهر و تو اي برادر! من بعد از هيجده سال زندگي بيهوده، خود را بازيافتم و راه حسين (ع) را انتخاب كردم، زيرا شهيد شدن به نظر من سرآغاز زندگي دوباره مي باشد. 
8. شهيد امير مغفوري: 
خداوندا! اگر مرا به اين سرزمين شهادت نمي خواندي، 
و اگر اميد مرا از آمدن به اين وادي عاشقان، قطع مي نمودي، 
و اگر اين سعادت بزرگ را نصيبم نمي ساختي، 
ديگر چگونه مي توانستم در محافل عزاداري حسين (عليه السلام) براي او بگريم.


شهادت در انديشه ي امام خميني (ره)امام خميني – قدس سره – كه خود عارفي وارسته بودند و در محراب عشق درطلب وصال يار، زندگي مي كردند درباب شهيد و شهادت مطالب ارزنده اي فرمودند كه از ميان آنها مي توان گزيده اي را در باب شهادت و مقامات عرفاني آن ابراز داشت: 
«مرتبه شهادت از مراتب عاليه و كمالات نفسانيه اي است كه از اولياي خدا به ارث رسيده است. ما خاكيان محجوب يا افلاكيان چه دانيم كه اين «اتزارق عندرب الشهداء» چيست؟ چه بسا مقامي باشد كه خاص مقربان درگاه او – جل و علا – و وارستگان از خود و ملك هستي باشد. پس مثل من وابسته به علايق و وامانده از حقايق چه گويم و چه نويسم كه خاموشي بهتر و شكستن قلم اولي تر است». 
مقام شهادت از ملزومات مقام خليفه الهي است كه قرآن كريم وعده ي تجلي نور حق را بدان نويد مي دهد. و اين ارث از مواليان و اوليا الله به ما رسيده است. اين كلام را با فرازي از سخنان امام خميني قدس سره – مزين خواهد شد: 
«شهادت ارثي است كه از مواليان ما كه حيات را عقيده و جهاد مي دانستند و در راه مكتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزيز خود از آن پاسداري مي كردند به ملت شهيد پرور ما رسيده است». 
در سخنان عارفانه ي امام، شهيد كلمه اي است بس عظيم كه در عقل كوچك ما نمي گنجد. شهيد باران رحمت الهي است كه به زمين خشك جانها حيات دوباره مي دهد. عشق شهيد، عشقي حقيقي است كه با هيچ چيز عوض نخواهد شد. شهيد چشمه ي فيض الهي است كه در دنيا پديدار شده، شهيد ساغري است كه آبش خون و خونش روان است. 
از مداد علماء شهداء بر خيزند و از خون شهداء مداد علما سيراب مي شوند. شهيد گلواژه عشق و مقام رفعت انسان است. خداوند فياض است و شهادت نبض والاي او. شهيد تن برايش سنگيني مي كند و مانع از رسيدن اوست به محبوب، شهيد نگرشي است والا، خوني است جوشان، با نوري منور و دلي لبريز از عشق به خدا. 
«از شهداء كه نمي شود چيزي گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقه ي مستانه شان و در شادي وصولشان «عندربهم يرزقون»اند؛ و از نفوس مطئنه اي هستند كه مورد خطاب «فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي» پروردگارند. اينجا صحبت از عشق است و عشق و قلم در ترسيمش بر خود مي شكافد.»
امام خميني ره در عباراتي ديگر مي فرمايد: 
«خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان كه در اين قافله ي نور، جان و سر باختند. خوشا به حال آنهايي كه اين گوهر را در دامن خود پروراندند. خداوندا اين دفتر و كتاب شهادت را هم چنان باز و ما را از وصول به آن محروم مكن. خداوندا كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز مبارزه اند. و نيازمند مشعل شهادت، تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. چرا كه همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت فرا راه عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.» 
تاريخ شهادت، تاريخ عقيده و جهاد و تمسك به اصولي و مباني اعتقادي است. در انديشه ي امام خميني (ره) اگر خون شهيدان نبود كه شجره ي طيبه رسالت را سيراب نمايد نه از اسلام خبري بود و نه از مكتب توحيد بخش الهي اثري. اگر شهادت در كربلا و نهضت خونين عاشورا كه ياراني چون حجربن عدي، رشيد هجري و كميل بن زياد و ديگر دوستان اهل بيت را با آغوش باز استقبال نمود نمي بود، اين اخلاص و دوستي كه ميليونها انسان ازصميم قلب نسبت به اهل بيت پيغمبر (ص) پيدا كرده اند به وجود نمي آمد. 
از ديدگاه امام شهداء شهادتي كه از روي ايمان و آگاهي و در رابطه با خدا و در حال نيايش پديد آيد، توأم با عشق است، زيرا كه پرستش وي در خون تبلور يافته و ميدان رزم محرابش گشته و با خون سرخش وضو ساخته و در زير رگبار گلوله خصم به ستايش معشوق خود مشغول شده و در زير آسمان نيلگون شفق گونه به جهاد در راه حق به قيام برخاسته. كه چنين عبادتي به منتهاي خلوص رسيده و از بندگي به عشق عميق دست يافته كه نه تنها عابد است، بلكه عاشق و نه تنها خدا را معبود بلكه معشوق مي داند.


عاشورا و فرهنگ شهادت 
روز عاشورا، روز حماسه و شجاعت و دلاوري و ابتلا و آزمايش بزرگ و روز فداكاري و عزت و شرف و كيان اسلام روز جانبازي و از خود گذشتگي و ايثار است. روز پيروزي خون بر شمشير است. 
مهم آن است كه ذلت و سرسپردگي و بندگي غير از خدا را نپذيريم، بنده استبداد و استعمار و استكبار نگرديم. اما درس تسليم نشدن را به ما آموخت، عاشورا روز شهادت است، روز افتادن سرها ازتن ها، روز جدايي حق از باطل، روز مواجهه ي اسلام با كفر است، روز اخلاق و ضد اخلاق، روز بايد و نبايدها روز هنجار و ناهنجار ها، روز ايمان و الحاد و كفر است. 
اسلام چنين افرادي را تربيت كرد كه شهادت بر اسارت و ذلت رحجان دادند و تا جان داشتند، پاي فشردند و اسلام را نجات دادند و امروز ما شاهد اين رشادت ها و دلاوري ها كه از سالار شهيدان و ياران نيكوكار و فداكار او درس و عبرت گرفته اند هستيم و اين فرهنگ شهادت عاشورا است كه چنين انسان هايي نيك صفت و دلير و بي باك تحويل جامعه داده است و ما مديون روز عاشورا هستيم. 
پاره اي از شعارهاي شهادت طلبي د رحماسه ي عاشورا عبارتند از: 
1. «موت في عز خير من حياه في ذل: مرگ بهتر از زندگي ننگين است.» 
«مرحبا بالقتل في سبيل الله؛ چه خوش است، شهادت در راه خدا»
«اني لااري الموت الاسعاده و الحياه مع الظالمين الا برماً؛ مرگ با عزت، سعادت است و زندگي در كنار ستم گران، ملالت آور است.» 
و ان تكن الابدان للموت انشت فقتل امرء بالسيف في الله افضل
اگر پيكرها براي مرگ، آفريده شده اند، پس كشته شدن با شمشير در راه خدا، سزاوارتر است. 
ليس الموت في سبيل العز الاحياه خالده … مرگ عزت مندانه، جز حيات جاويد نيست و زندگي ذليلانه جز مرگ ابدي نيست. 
شهادت در كلام و نگاه حسين بن علي (ع) كه سيراب شده از سرچشمه فيض نبوي و پرورش يافته مكتب علوي است، از جايگاه و منزلتي رفيع برخوردار بود و از اسباب عزت و كرامت انسان محسوب مي شود. 
نتيجتاً اينكه حماسه ي عاشورا تبيين كننده فرهنگ عاشورا به معناي راستين آن براي همه انسانها آزاده در طول تاريخ است.


تأثير حماسه عاشورا بر وصيت نامه شهداء 
با نگاهي گذرا به وصيت نامه هاي شهدا مي بينيم كه تقريباً در اكثر وصيت نامه ها نام و ياد امام حسين (ع) و يا جملاتي بر گرفته از فرمايش هاي آن بزرگوار به چشم مي خورد و به عبارتي كل وصيت نامه ها الهام گرفته از نهضت امام حسين (ع) است.
در اين قسمت نمونه هايي از وصيت نامه هاي عرفاني شهدا را در اين زمينه مرورمي نمائيم: 
تواي حسين (ع) اي تو كه معشوقي در مسلخ عشق صدها عاشقت را به قربانگاه كشاندي، اي سيدالشهدا كه آخرين شب حيات را از دشمن مهلت خواستي، نه براي وداع با دنيا، با تمام وقاحت كه اسفل السافلين است، بلكه براي وصال به عقبي با تمام عظمتش … امروز جوانان ما تو را رهنمون راه خويش ساخته اند. 
بارالها، سال ها از كودكي تا به امروز نام حسين در ذهنم پرتو افشاني مي كرد، حسين(ع) برايم متجلي شده است و دانستم كه حسين چرا اين گونه همه چيز و همه كس را قرباني كرد و از تو مي خواهم مرا در صف حسينيان قرار دهي. 
من رستگاري را دراين مي بينم كه با الهام از مكتب ديني و قرآن راهي برگزينم كه همان راه پيروزي است، راه خونين سردار شهيدان امام حسين (ع). 
پدرجان اين درس را حسين (ع) به ما آموخته است كه مرگ در راه خدا را بر زندگي ذلت بار ترجيح مي دهيم. 
بدانيد كه آگاهانه در اين راه قدم نهاده ام، زيرا خون سرخ شهيدان از هابيل تا حسين (ع) و از حسين تا شهداي جنوب و غرب صدايم مي زنند كه چرا نشسته اي. ما د رعصري زندگي مي كنيم كه ظلم سراسر جهان را فرا گرفته است بايد خون بدهيم. 
درود بر پيامبر بزرگ اسلام كه چگونه زيستن را به ما آموخت و درود به فرزند رشيدش حسين(ع) كه چگونه مردن را به ما آموخت. موقعي انسان مي تواند ادعاي حسين گونه بودن كند كه يزيد زمان را نابود كند و يا تنش در زير تانك ها ساييده شود. 
زماني كه جسدم بر روي دوش شماست، اگر با چشم دل بنگريد، چشمم بسوي كربلاست. 
مادر آن تربتي كه به دهان پسرت گذاشتي از كدامين خاك بود، آيا اين تربت پاك حسين(ع) نبود و تو با زبان بي زباني، نگفتي لبيك يا حسين، لبيك يا حسين، پسرم را براي تو بزرگ مي كنم كه ادامه دهنده ي راه اسلام عزيز باشد و حال حسين زمان ما را به فرياد رسي جد بزرگش خواند، ما هم فرياد برآورديم لبيك يا روح الله. 
امروز موقعيت ما مانند زمان امام حسين(ع) است، اسلام خون مي طلبد و قرباني مي خواهد و من به پيروي از حسينم و خميني عزيزم خون مي دهم تا اسلام پايدار بماند. مگر مي شود پشت سر حسين را خالي گذاشت و حركت او را تقويت نكرد و خود را مطيع حسين(ع) دانست. 

جمع بندي و نتيجه 
با قاطعيت مي توان گفت كه نظام اسلامي با فرهنگ شهادت پايدار مي ماند. در غير اين صورت نيز ممكن است بماند ولي در باطن به تدريج هويت اصيل ديني محو مي شود. شهادت در اسلام فوزي عظيم و عروجي برين است. 
شهيد در اسلام زنده است، چون به راه حق قيام كرده است و نزد پروردگار منعم است، چون به حق پيوسته است و اين انديشه مبتني بر خصوص ديني و عرفاني است. 
شهيد با ايثار جان خويش، با فداكاري و از خود گذشتگي با سوختن و خاكستر كردن خود قيام به آگاهي و قيام به قسط و عدل مي كند. به حقيقت در فراموشي و عظمت، جان و حيات مي بخشد. خود از جهان خاكي مي رود اما به حياتي برين و معقول در مي آيد. 
كسي كه در راه هدف هاي عالي اسلام با انگيزه ي تثبيت ارزش هاي اسلامي و انساني جان خويش را فدا كند، به بالاترين درجه كمال ممكن دست يافته است و اوست كه سرباز لايق و حقيقي اسلام به شمار مي رود. 
او در عين شجاعت و برخورداري از روحيه ي شهادت، تن خويش را فدا و جان را در خدا فنا ساخته است. 
او با غلبه ي مطلق جان بر تن، از همه امكانات خويش براي رسيدن به اوج كمال بهره برده و پهلو به پهلوي انبيا صديقين و صالحين مي زند. 
در شهادت سه ويژگي مشاهده مي گردد: الف) في سبيل الله ب) آگاهي ج) اختيار 
كه داشتن روحي بزرگ و توانمندي پيش نيازي براي رشادت و شهادت محسوب مي گردد. 
هنگامي كه فرهنگ شهادت در جامعه رواج يافت، شوق و شعفي در قلوب بوجود آمده كه سبب مسابقه و رقابت بر سر كسب اين مقام مي شود. پيامبر گرامي اسلام (ص) با ترويج فرهنگ جهاد و شهادت توانست با جمع اندك و ناتوان (به لحاظ مادي) مسلمانان اوليه، نصرت و ياري خداوند متعال را كسب كرده، بزرگترين ضربه ها را بر پيكر كفر و شرك زده و سبب تثبيت و گسترش سريع اسلام شود.


منابع و مأخذ
قرآن مجيد 
نهج البلاغه 
امين عاملي، سيد محسن، اعيان الشيعه، به اهتمام حسن امين، بيروت، 1986م. 
ابن منظور، لسان العرب المحيط، دارلسان العرب، بيروت. 
حر عاملي، محمدبن حسن، اثبات الهداه، چاپخانه ي علميه قم. 
حر عاملي، محمدبن حسين بن علي، وسايل الشيعه، تصحيح عبدالرحيم رباني شيرازي، انتشارات المكتبه الاسلاميه، تهران، چاپ نهم 1401 هـ.ق
راغب اصفهاني، ابوالقاسم الحسين بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، المكتبه المرتضويه، چاپ دوم 1362.
رضواني، علي اكبر، فلسفه شهادت، انتشارات هجرت، چاپ اول، بهمن 1362
سعادت پرور، علي، فروغ شهادت (اسرار مقتل سيدالشهداء (ع))، انتشارات پيام آزادي، چاپ اول، 1373.
شريف قريشي، باقر، حياه الامام المهدي، قم، 1417 هـ.ق
طوسي(ره)، محمدبن الحسن، الغيبه، موسسه معارف اسلاميه، 1417 هـ.ق
صادقي اردستاني، احمد، صفات شهيد، انجمن اسلامي كاركنان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. 
صافي گلپايگاني، گفتمان مهدوديت، انتشارات مسجد مقدس جمكران، پاييز 1377.
صدوق (ره)، معاني الاخبار، انتشارات اسلامي 1361. 
صدوق (ره)، الخصال، تصحيح علي اكبر غفاري، مكتبه الصدوق، تهران، 1348ش 
صدوق (ره)، امالي، تهران، 1300 هـ.ق
صدوق (ره)، كمال الدين و تمام النعمه، كتابخانه صدوق
طباطبائي، محمد حسين، تفسيرالميزان، دارالكتب الاسلاميه، 1362، تهران 
طباطبائي. محمد حسين، حيات پس از مرگ، انتشارات آزادي قم. 
طبري، احمدبن علي بن ابي طالب، الاحتجاج، چاپخانه سعيد، مشهد.
عميد زنجاني، عباسعلي، جهاد از ديدگاه امام علي(ع) در نهج البلاغه، وزارت ارشاد اسلامي، چاپ دوم، تهران، 1363

قريشي، سيد علي اكبر، قاموس القرآن، دارالكتب الاسلاميه، تهران
قمي، شيخ عباس، سفينه البحار و مدينه الحكم و الآثار، انتشارات (اسوه تهران، 1414 ق
كرماني، طوبي، شهيد و شهادت، كانون انديشه جوان، چاپ اول. بهار 1381. 
كريمي جهرمي، علي، خط سرخ شهادت، انتشارات واحد فرهنگي بنياد شهيد، چاپ اول پاييز 1362. 
كليني (ره) محمدبن يعقوب. اصول كافي، مترجم، سيد جواد مصطفوي، چاپ علميه اسلاميه.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، مكتبه الاسلاميه، 1398 ق. تهران.
مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، انتشارات اسلامي، خرداد 1361. 
مظلومي، رجبعلي، درس شهيد، انتشارات واحد فرهنگي بنياد شهيد. 
موسايي، ميثم، حيات شهيد، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، تابستان 1369.
موسوعه كلمات امام حسين (ع)، مركز تحقيقات باقرالعلوم (ع)، قم، دارالمعروف، 1373.
نسائي، احمد بن شعيب، سنن النسائي، دارالفكر، چاپ اول. بيروت، 1348 ق. 
هاشمي نجف آبادي، سيدرضا، فرهنگ شهادت، انتشارات واحد فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي، تيرماه 1362. 

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |

 

فرازی از سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره شهادت و شهیدان

   امام خمینی به عنوان معمار تجدید حیات اسلام در عصر حاضر و برافراشته نمودن پرچم

اسلام در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی نقش بسزایی در احیاء ارزشهای والای اسلام

داشتند. در این بین یکی از واژه هایی که توانست نقش حیاتی و محوری در سرنوشت اسلام

و انقلاب اسلامی ایفا نماید همانا واژه ایثار و شهادت بود که این مفهوم توسط رهبران

انقلاب و در راس آنها امام خمینی(ره) به خوبی تبیین  گردید و به برکت همین مفاهیم بود که

ملت ایران توانست در مقابل دشمنان خارجی قد علم نماید. گستردگی موضوع شهادت و

تاثیر آن در سرنوشت انقلاب و جامعه به حدی بود که موجب تشکیل نهادی به نام بنیاد شهید

انقلاب اسلامی گردید.

اینک به فرازهایی از این سخنان اشاره می نمائیم.

((از شهادت باکی نیست ... شهادت ارثی است که از اولیا ما به ما می رسد.))

***

 

((شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.))

 

***

 

شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن

بترسند که مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.))

***

شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق

هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.

***

ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.

 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهید شدن نست/مقام معظم رهبری

تاريخ : | | نویسنده : منتظران مهدی |
صفحه قبل 1 صفحه بعد
.: Weblog Themes By BlackSkin :.